عضویتـــ

Search
Close this search box.

عضویتــــ

Search
Close this search box.

پشتیبانـــی

ویژگی سرمایه‌گذار موفق

MHS Group
ویژگی سرمایه‌گذار موفق

فهرست

مقدمه. 3

تعیین رسالت خویش.. 3

طراحی اهداف.. 4

نمونه‌هایی از اهداف غلط.. 5

سوالات مهم برای تعیین هدف کسب ثروت.. 6

اهداف خوب زمان مشخصی دارند. 7

منطق در تعیین هدف.. 8

بنویس تا اتفاق بیفتد. 9

جعبه ابزار دست‌یابی به اهداف.. 10

فرمول موفقیت مالی.. 11

قاعده‌ی بازی ثروت.. 11

تعیین اهداف سرمایه‌گذاری.. 12

نتیجه‌گیری.. 12

کلمات کلیدی: سرمایه گذاری، هدف، سرمایه گذار موفق،

مقدمه

در این مقاله هدف این است که با نقش خودمان به عنوان سرمایه‌گذار، بیشتر آشنا شویم. زمانی که بیشتر درباره‌ی سرمایه‌گذاری تحقیق کردیم و انواع دارایی‌ها و روش‌های سرمایه‌گذاری را بررسی نمودیم هنوز در مرحله ای هستیم که نمی‌دانیم چه چیزی بهترین انتخاب ممکن برای ماست.

بسیاری از مردم وارد بازارهای مالی می‌شوند و بدون برنامه اقدام به خرید و فروش سهام اوراق قرضه کالاها و غیره می‌کنند. تعداد زیادی از آنها ضرر می‌کنند و از بازار خارج می‌شوند آیا می‌دانید چرا؟

چند سال پیش عموی یکی از دوستانم که فردی نسبتاً ثروتمند بود بازنشسته شد. برنامه‌اش این بود حالا که بازنشسته شده می‌تواند اوقات فراغت خودش را در بازارهای مالی سپری کند و حسابی ثروتمند شود او تقریباً صد هزار دلار وارد بازار سهام کرده بود و حسابی خرید و فروش می‌کرد.

این فرد مسیری فوق العاده را شروع کرده بود اما مقصدش کجا بود؟

اگر خودتان برای مسیرتان مقصدی مشخص نکنید قطعاً حوادث شما را به دره‌های نابودی می‌کشاند.

این جمله بسیار مهم است. واقعاً هدف از سرمایه‌گذاری چیست؟ کسب سود. این یک جواب کاملاً ساده‌لوحانه و بدون تفکر است. به ما بگویید چقدر سود؟

نمی‌خواهیم راجع به قوانین موفقیت حرف بزنیم. حرف‌هایی که شاید هر یک از شما هزاران بار شنیده باشید و روزانه شاهد بارش آن‌ها در صفحه اینستاگرام خود هستید. می‌خواهیم راجع به مسیری که به درستی آن ایمان داریم با شما صحبت کنیم. شاید مفهوم این قسمت از سخن بسیار عمیق‌تر از مفهوم سرمایه‌گذاری باشد. بسیار فراتر از چیزی که تصور می‌کنید اما می‌دانیم که به طور کلی این بخش داستان سرنوشت مالی شما را تغییر خواهد داد.

تعیین رسالت خویش

بسیاری از ما ممکن است به فعالیت‌های گوناگونی علاقه‌مند بوده و حتی در آنها به حد زیادی استعداد داشته باشیم. اما کدامیک از این کارها رسالت واقعی ماست؟

دنیا نامحدود است و ما می‌توانیم کارهای زیادی انجام بدهیم اما ابتدا باید از خودمان چند سوال مهم بپرسیم.

  1. کاری که رسالت ما است کدام است؟
  2. آن کاری که روز مرگمان حسرت انجام دادنش را داشته باشیم چیست؟
  3. من چرا هستم دنیا بدون من چه تغییری می‌کند؟دلیل وجودی من چیست؟

رسالت کسانی که در عرصه سرمایه‌گذاری وارد می‌شوند بهبود زندگی خود و دیگران است.

رسالتتان چیست؟ چرا هستید؟ جواب این سوال زندگیتان را تغییر خواهد داد. لطفاً به آن فکر کنید. زیرا این سوال چند صد میلیارد دلار می‌ارزد«رسالتت را بدان و آن را انجام بده»

بعد از آنکه رسالت خود را پیدا کردیم تازه متوجه می‌شویم که چرا زنده هستیم و باید چه کاری را انجام دهیم.

افراد در روح خود رسالت مشخصی دارند که برای آن آفریده شده‌اند.

طراحی اهداف

بعد از بازشناسی رسالت باید چهارچوبی برای انجام رسالت خود تعیین کنیم به این چهارچوب می‌گوییم طراحی اهداف منظم در راستای رسالت زندگی.

مثلاً سال‌ها پیش که ما رسالتمان را شناختیم و داشتیم فکر می‌کردیم که چگونه این کار را انجام دهیم برای خودمان چند هدف تعیین کردیم: اهداف مالی، حرفه‌ای و معیارهای سنجش فاصله از رسالت نهایی.

برای هر هدف زمانبندی مشخصی نیز تعیین کردیم:

مثلاً تا یک سال آینده، هدف مالی‌ هر کدام از ما این بود که به درآمد ۱۰۰ هزار دلار در ماه برسیم. هدف حرفه‌ای‌ ما تأسیس شرکت مشاوره‌ای و مدیریت سرمایه در اروپا بود و معیار سنجشمان تعداد افرادی بود که در طول یک سال در مسیر موفقیتشان به آنها کمک می‌کردیم. این را که بعد از ۲۰ سال کجا باشیم مشخص کردیم و تمامی این مسیر را بر پایه‌ی رسالتمان چیدیم. هدف‌هایی کاملاً دقیق و قابل اندازه‌گیری.

اهداف خوب چه ویژگی‌هایی دارند؟

ما در مشاوره‌هایمان همواره راجع به رسالت و اهداف افراد می‌پرسیم.

برای ما لازم است بدانیم که مخاطبمان دقیقاً چه چیزی از زندگی می‌خواهد.

این حال و روز بسیاری از مردم دنیاست: افرادی که نمی‌دانند برای چه هستند و فقط انتظار مرگ را می‌کشند.

شاید جمله‌ی قشنگی نباشد اما حقیقتاً خیلی از ما فقط انتظار مرگ را می‌کشیم و اگر همین امروز بمیریم در دنیا آب از آب تکان نمی‌خورد چرا؟

زیرا هدفی نداریم. رسالتی نداریم. دلیلی برای زندگی پیدا نکرده‌اییم.

اگر هم دلایلی پیدا کردیم این‌ها دلایلی بسیار مبهم ‌و نامعلوم متعلق به ژرفنای ذهن ما هستند. روح ما نیز همواره می‌خواهد مسیر را به ما نشان بدهد اما این ما هستیم که درها را به روی خود بسته‌اییم.

موضوعی که درباره‌اش صحبت می‌کنیم موضوعی بسیار مهم و حیاتی است و نبودنش دلیل نابودی خیلی از آدم‌هاست موضوعی که اسمش را می‌گذاریم: هدف گذاری شفاف.

 اینکه بدانیم صبح که از خواب بیدار می‌شویم برای چه چیزی می‌دویم. چه چیز ارزشمندی وجود دارد که برایش تلاش کنیم و حتی جانمان را بدهیم. یک هدف خارق‌العاده که زندگی ما را تغییر بدهد.

ویژگی‌های اهداف خوب پیش رو را رعایت کنید بی‌شک به یکی از پدیده‌های جهان هستی و آن ۵ درصد انسان تاثیرگذار تبدیل می‌شوید.

این مفهوم یک مفهوم علمی خیلی ساده و کاربردی است اما واقعاً چند درصد از افراد آن را انجام می‌دهند. آیا موفقیت برایشان ارزشمند است؟

هنگامی که از هدف حرف می‌زنیم افراد پاسخ‌های عجیبی به ما می‌دهند. تا به حال با یک کودک ۷- ۸ ساله درباره شغل آینده‌اش صحبت کرده‌اید؟ حتماً برایتان پیش آمده که از کودکی پرسیده باشید عزیزم وقتی بزرگ شدی دوست داری چه‌کاره شوی؟ کودکان معمولاً پاسخ‌هایی همچون پلیس، نقاش، بازیگر، فوتبالیست یا خواننده به شما می‌دهند آنها هیچ چیزی از این مشاغل نمی‌دانند و تنها می‌گویند که دوست دارند این کار را انجام دهند.

اگر دو ماه بعد همان سوال را بپرسید احتمال دارد که پاسخ متفاوتی دریافت کنید. این وضعیت فرضی موقعیت حقیقی خیلی از افراد جهان است.

وقتی از هدفشان می‌پرسیم مانند یک کودک جواب می‌دهند:

من دوست دارم میلیونر شوم.

 من دوست دارم فلان ماشین را بخرم.

 من دوست دارم درآمدم دو برابر بشود.

 من دوست دارم فلان… .

اینکه شما چه چیزی دوست دارید اصلاً مهم نیست، اینکه برای به دست آوردنش چه کارهایی می‌کنید مهم است. ما در تلاش هستیم که یک فرمول بسیار ساده و منطقی بیان کنیم تا شما را به راحتی به آن چیزی که برایش آفریده شده‌اید برساند.

ما خلق شده‌ایم تا موفق شویم برای جهان پیرامون خود ارزش افزوده داشته باشیم و ایمان داریم که راه موفقیت همیشه باز است. باید باورهای محدود کننده را کنار بگذاریم. مسیر هموار است در این بخش به چند ویژگی بسیار ساده اهداف درست اشاره می‌کنیم که موفق‌ترین افراد دنیا از آن استفاده می‌کنند.

هدف بسیار مشخص و واضح است.

شاید این جمله برایتان ساده و کمی مسخره به نظر برسد اما در پس خود دریایی از مفاهیم علمی را نهفته دارد. بعضی از ما فکر می‌کنیم که هدف داریم اما واقعیت این است که حتی یک هدف مشخص هم نداریم هدف باید شفاف و مشخص و کاملاً ملموس و واضح باشد.

نمونه‌هایی از اهداف غلط

من می‌خواهم ثروتمند شوم.

من می‌خواهم موفق شوم.

من می‌خواهم شاد باشم.

من می‌خواهم خوشبخت شوم.

من می‌خواهم باسواد شوم.

من می‌خواهم بزرگ شوم.

من می‌خواهم تاثیرگذار باشم.

 من می‌خواهم مشهور باشم.

این جملات اهداف شما نیستند، بلکه صرفاً مجموعه‌ای از خواسته‌ها و آرمان‌هایی هستند که جای بحث و بررسی و اندازه‌گیری پارامترهایی که در هیچ یک از آنها مشخص نشده است وجود دارد.

سوالات مهم برای تعیین هدف کسب ثروت

لطفاً به پاسخ این سوالات فکر کنید:

1.ثروتمند بودن چه معنایی دارد؟

2. چه چیزهایی معیار ثروت است؟

3. ثروت با چه چیزی اندازه‌گیری می‌شود؟

4. موفقیت یعنی چه؟

5.چه کسی موفق است؟

6. افراد موفق چه دستاوردهایی دارند؟

7. موفقیت از نظر شما چه معنایی دارد؟ شادی چه معنا و معیاری دارد؟

این خواسته‌ها و تمایلات بسیار کلی هستند و هیچ شباهتی به هدف ندارند.

شادی، موفقیت، خوشبختی، سواد، ثروت و غیره برای هر فرد معنا و تفسیر دیگری دارد. ممکن است ثروت برای شما به معنی ۱۰۰ میلیارد دلار باشد و برای شخص دیگری یک پورشه ۱۰۰ هزار دلاری. هدفی که ما با دنبال کردن و تلاش کردن به آن می‌رسیم در وهله اول یک هدف واضح، شفاف و اندازه‌گیری شده است.

نمونه‌ای از اهداف واضح: من یک میلیون دلار پول دارم. من با وجود همسر مهربان، فرزندان سالم و شغل مناسبی که دارم خوشبخت هستم. من مدیر یک شرکت ۱۰ میلیارد دلاری هستم و شرکتم محصولاتی تولید می‌کند که توانسته به زندگی یک میلیون نفر کمک کند و کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشد. اگر توجه کرده باشید این جملات بسیار مشخص و دقیق‌تر از جملات قبلی هستند.

هرچه اهداف مشخص‌تر و دقیق‌تر باشند رسیدن به آنها ساده‌تر است. ما پیشنهاد می‌کنیم که از این مرز هم فراتر بروید و اهداف خود را با دقت بیشتری تعیین کنید. مکانیزم‌های ذهن به این شکل است که هر لحظه منتظر است چیزی تمرکزش را از بین ببرد. این چیزها معمولاًچیزهای کم اهمیتی هستند. با شفاف کردن اهداف، چهارچوب‌بندی و نظم ذهنی، دیگر چیزی نمی‌تواند تمرکز شما را از هدفتان دور کند.

اهداف خوب قابل اندازه‌گیری هستند. شاید برایتان سوال باشد که قابل اندازه‌گیری بودن یعنی چه؟ یعنی اینکه بشود با معیاری به صورت ریاضی و کمیتی آن را سنجید.

چرا هدف باید قابل اندازه‌گیری باشد. تصور کنید می‌خواهید از شهری به شهر دیگری سفر کنید. هدف این است که به مقصد برسیم و طول مسیر هم مشخص است حال فرض کنید که ما ندانیم مقصد کجاست.

چگونه متوجه می‌شویم که چقدر تا مقصد مانده یا اصلاً از چه مسیری باید برویم که راحت‌تر، امن‌تر و سریعتر به مقصد برسیم. شاید داریم به بیراهه می‌رویم و نمی‌دانیم اگر طول مسیر موفقیت و رسیدن به اهداف شفاف خود را بسنجیم نقشه‌ی بازی زندگی نیز برایمان شفاف می‌شود.

قطعاً مسائلی وجود دارند که تحت کنترل ما نیستند و گاهی بازی را به ضرر ما عوض می‌کنند: مسائل سیاسی، اقتصادی، جنگ، تحریم و غیره اما ما باید هر چیز دیگری را که کنترلش با ماست به خوبی کنترل کنیم. دست کم اینکه مسیر را قابل اندازه‌گیری ترسیم کنیم.

اهداف خوب زمان مشخصی دارند

یکی از مهمترین موارد در تعیین اهداف بحث تعیین زمان است. همیشه زمان دستیابی به اهداف خود را مشخص کنید. ابتدای سال که می‌شود ما اهداف سالیانه خود را طراحی می‌کنیم و می‌دانیم که این اهداف برای امسال هستند و تا پایان سال باید به آن‌ها برسیم.

ما برنامه مدونی برای اهداف ۲۰ ساله، ۱۰ ساله، ۵ ساله، ۳ ساله و یک ساله خود داریم و این اهداف را در قالب اهداف شش ماهه، سه ماهه، ماهیانه و هفتگی، خرد می‌کنیم. به این ترتیب به هیچ وجه از مسیرمان دور نمی‌شویم. هنگامی که می‌خواهیم اهداف سالیانه را تعیین کنیم به اهداف ۲۰ ساله تا ۳ ساله‌مان نگاه می‌کنیم و با تعیین هدف، فاصله کنونی‌مان را با مقصد اندازه می‌گیرم.

سپس هنگامی که داریم اهداف هفتگی را می‌چینیم به اهداف ماهیانه ۳ ماهه ۶ ماهه و یک ساله توجه می‌کنیم و به این ترتیب مسیرمان را می‌سازیم. مبحث زمان در هدف‌گذاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

به پاسخ این سوال فکر کنید«آیا دوست دارید یک میلیونر یک میلیون دلاری شوید؟» شرط می‌بندم که ۹۵ درصد از خوانندگان عزیز این کتاب می‌خواهند که یک میلیونر شوند و حتی یک درصد به بیش از یک میلیون دلار فکر می‌کنند. آن ۵ درصد باقیمانده هم میلیونر هستند!

حال به این سوال پاسخ دهید. دوست دارید چه زمانی یک میلیونر یک میلیون دلاری شوید؟ فردا صبح، یک سال دیگر یا ۲۰ سال دیگر؟

منطق در تعیین هدف

ما اهداف را برای دستیابی به آنها انتخاب می‌کنیم. زمان رسیدن هرچه سریع‌تر باشد بهتر است. بنابراین موظفیم که برای اهدافمان زمان تعیین کنیم.

اگر زمان تعیبن نکنیم فکر می‌کنیم همیشه زنده‌ایم و بالاخره روزی به هدفمان می‌رسیم. اهدافی که زمان دستیابی آنها مشخص نیست اصلاً هدف نیستند صرفاً یک تمایل درونی و خیال‌بافی هستند. هدف خوب در زمان مشخص قابل انجام است.

به طور کلی ما با استفاده‌ای که بعضی‌ها از واژه منطقی می‌کنند مسئله داریم.

اینکه چه چیزی منطقی است یا چه چیزی منطقی نیست. اصلاً منطق چیست؟ آیا یک توهم خیالی از چیزهایی است که فقط ما می‌دانیم و هر چیزی که نمی‌دانیم و فراتر از تصور ماست را غیر منطقی می‌نامیم؟

اگر بخواهیم با معیارهای نامشخص و گنگی به نقد پدیده‌ها و اتفاقات واقعی و ثابت شده بپردازیم، همان بهتر که سرمایه گذاری نکنیم.

وقتی قصد دارید سرمایه‌گذاری کنید و بتوانید روزی ثروتی به هم برسانید، باید بتوانید از کاربرد و معنای کلمات هم به نفع هدف خود استفاده کنید.

حالا دوباره فکر کنید و ببینید منطقی چیست؟

ما معتقدیم که باید مرزهای منطق را شکست. زیرا چیزهای جدید، اتفاقات خارق العاده و پدیده‌های شگفت‌انگیزدیگری نیز به جهان اضافه خواهند شد که افراد ناآگاه، به آن‌ها انگ غیرمنطقی بودن می‌زنند و خیلی جالب است که این کار را دقیقاً با مفاهیم و مقاصدی انجام می‌دهند که عملاً از درک و عهده خودشان خارج است و چون کافر همه را به کیش خود پندارد، فکر می‌کنند که موفقیت شما منطقی نیست یا ثروتمند شدن شما منطقی نیست. اینکه شما شایسته یک زندگی بهتر نیستید نه تنها منطقی است بلکه یک امر بدیهی محسوب می‌شود.

آنچه در این قسمت از مسیر هدف‌گذاری از شما می‌خواهیم این است که اهداف و زمان دستیابی را طوری تعیین کنید که باور داشته باشید به آن‌ها می‌رسید. هدف گذاری و زمانبندی شما نباید بر پایه احتمالات و عوامل غیر قابل کنترل باشد، بلکه باید کاملا در کنترل و قابل دستیابی باشد و بدانید که می‌توانید با قدرت تفکر، سخت کوشی و برنامه‌ریزی به نقطه‌ای که می‌خواهید برسید.

رعایت این نکات می‌تواند به ما اهداف دقیق، مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل دسترسی و با زمان دستیابی مشخص بدهد.

احتمال دستیابی معمولی‌ترین افراد به چنین هدفی بسیار بالاست.

اهداف نباید ذهنی و انتزاعی باشد. باید مکتوب شو‌د. همه کارهایتان را تعطیل کنید و این اهداف را شناسایی کنید.

بنویس تا اتفاق بیفتد.

این اسم یکی از کتاب‌های جالب و تأثیرگذار درباره قدرت نوشتن است. نکاتی که در ادامه می‌خوانید یک عملیات ساده اما ضروری است که برای دستیابی به هدف باید انجام بدهیم.

یک دفتر بخرید و تمام اهداف زندگی‌تان را در آن بنویسید. با استفاده از مطالبی که گفتیم تمام هدف‌هایی را که در زندگی دارید یادداشت کنید. همواره از خودتان بپرسید اگر به این هدف نرسم چه می‌شود یا اگر به هدفم برسم از زندگیم راضی خواهم بود. اهداف ۲۰ ساله، ۱۰ ساله، ۵ ساله، ۳ ساله، یک ساله، شش ماهه، ۳ ماهه و یک ماهه و هفتگی تعیین کنید با این سیستم هرگز از مسیر خارج نمی‌شوید.

هر روز به لیست اهدافتان نگاه کنید. لازم است روزانه و به طور مرتب اهدافتان را بررسی کنید تا در جانتان بنشینند و شبانه روز با شما باشند زمانی که به این مرحله رسیدید بدانید که به موعد دستیابی نزدیک‌تر شده‌ایید.

   جملاتتان را با واژه من شروع کنید و طوری بنویسید که انگار به اهداف رسیده‌اید.

این کار باعث می‌شود ناخودآگاهتان باور کند که به هدف رسیده‌اید و پس از مدتی باور عمیقی در شما ایجاد می‌شود و هدف را به خودتان بسیار نزدیک می‌بینید.

ما باید قدرت ناخودآگاه خودمان را باور کنیم و گرنه این خود ماییم که به ضرر خودمان عمل کرده‌ایم.

رویاهای خود را باور کنید.

 هنگامی که می‌خواهیم اهدافمان را تعیین کنیم محدودیت‌های ذهن اجازه نمی‌دهد ببینیم جهان چقدر گسترده است و زندگی چه مفهوم پهناوری دارد. هر هدفی که تعیین می‌کنیم در ابتدا برایمان غیر قابل دسترس جلوه می‌کند.

همواره می‌خواهیم بدانیم چگونه می‌شود که به آن هدف بزرگ رسید از خودمان می‌پرسیم مگر می‌شود؟ پیشنهاد می‌کنم وارد بازی ذهن و محدودیت‌هایش نشوید. جوئل آستین در کتاب «تو می‌توانی، تو برنده می‌شوی» می‌گوید «هدیه خدا فراتر از چیزی است که ما باور می‌کنیم. فقط باید اجازه دهیم تا به زندگی ما سرازیر شود.»

اینکه خواسته‌های ما چگونه به ما می‌رسند به ما ارتباطی ندارد. ما تنها باید خیلی شفاف و واضح بخواهیم و همواره خواسته‌مان را طلب کنیم. اینکه خواسته‌هایمان را به دست بیاوریم کار خداست و خدا کار خود را به خوبی انجام می‌دهد ما فقط باید روی کار خودمان تمرکز کنیم.

نگران این نباشید که چگونه به اهدافتان می‌رسید؛ زیرا این نگرانی دریچه باورهای ما را تنگ می‌کند و نمی‌گذارد که هر آنچه را که درست است اما فراتر از انتظار ماست باور کنیم و بپذیریم.

هرگز از روی شک نپرسید که چگونه می‌شود به این هدف بزرگ رسید زیرا باعث می‌شود که جهان هستی و خدا متوجه شک ما شوند و به ما پاسخ منفی دهند. بی‌نهایت بخواهید، بی‌نهایت به شما داده می‌شود.

جعبه ابزار دست‌یابی به اهداف

 به شما تبریک می‌گوییم بسیار خوشحالیم که اهدافتان را مشخص کرده‌ایید و بی صبرانه مشتاق شنیدن و خواندن خبر موفقیت‌هایتان هستیم.

امروز برای شما که در مسیر دست‌یابی به اهدافتان قرار گرفته‌اید روز بزرگی است و یک نقطه عطف محسوب می‌شود اما باید بگویم که این فقط یک قسمت از مسیر است. این مثال را در نظر بگیرید.

می‌خواهیم به یک سفر برویم از تهران به اهواز حالا مبدأ و مقصد و مسیر مشخص است و می‌دانیم در چه فاصله‌ای از مقصد قرار داریم اما آیا این اطلاعات برای پیمودن تمام مسیر کافی است. قطعاً نه. ما برای سفر به توشه سفر نیاز داریم.

مجموعه‌ای از وسایل و ابزارهای مختلف وجود دارند که برای رسیدن به مقصد ضروری هستند ما به ماشین مناسب، بنزین، غذای کافی، پوشاک، استراحتگاه نقشه و همچنین انجام فرایندهایی که در کنترل ادامه مسیر به ما کمک می‌کنند نیاز داریم. این یک مثال ساده از یک سفر معمولی است.

کاری ست که ما بارها و بارها انجام داده‌ایم و دوباره نیز انجام خواهیم داد.

حالا تصور کنید که هدف شما این است که تا ۵ سال دیگر ۱۰۰ میلیون دلار ثروت داشته باشید هدفی شفاف با اندازه و زمان دستیابی مشخص اما به ما بگویید که الان چقدر ثروت دارید؟ ۱۰۰ هزار دلار یک میلیون دلار یا بیشتر؟ پاسخ این سوال فاصله ما با مقصد است.

حالا باید از خودتان بپرسید بهترین مسیر برای رسیدن به مقصد کدام مسیر است از چه راه‌هایی می‌توانیم در کمترین زمان ممکن به ۱۰۰ میلیون دلار ثروت برسیم این سوال می‌تواند دو پاسخ احتمالی داشته باشد ایجاد کسب و کاری پولساز که به ما ۱۰۰ میلیون دلار ثروت برساند.

شروع فعالیت سرمایه‌گذاری که بعد از پنج سال به صد میلیون دلار ثروت برسیم.

بنابراین مسیری که باید انتخاب کنیم یا یکی از دو گزینه بالاست یا هر دو.

شاید برایتان عجیب باشد که چرا گزینه های دیگر کسب ثروت را به لیست اضافه نکردیم. فعالیت‌هایی مثل کار کردن برای دیگران، ارث و میراث، ثروت‌های یک شبه و از این دست. باید بگویم که این‌ پاسخ‌ها بر اساس بزرگ بودن هدف و میزان کنترل بر فرآیند در نظر گرفته شدند و مبتنی بر رویدادهای احتمالی نیستند.

بنابراین سرمایه‌گذاری مسیری است که می‌توانیم برای رسیدن به ثروت انتخاب کنیم به طوری که پول برایمان پول بسازد اما فقط لذت ببریم.

هر هدفی مسیر و وسیله‌های مخصوص به خود را دارد که می‌تواند سرعت رسیدن به هدف را تعیین کند.

مثلاً در مورد هدف ما، مسیر ایجاد کسب و کار یک مسیری است که وسیله‌های مخصوص به خود را دارد همانگونه که وسیله‌ی نقلیه در جنگل، کوه، بیابان یا اتوبان متفاوت است. هر هدفی هم ابزارهای دستیابی خودش را دارد.

جعبه ابزار رسیدن به موفقیت در کسب و کار، کسب دانش استراتژیک، شناخت کسب و کار، تحلیل و بررسی مزیت‌های رقابتی، بازاریابی قوی، تحقیق و توسعه کاربردی، وجود زیرساخت‌های لازم تبلیغات منابع انسانی، فرآیندهای سازمانی و غیره است.

سرمایه‌گذاری هم جعبه ابزار خودش را دارد ابزارهایی که در دستیابی به موفقیت در سرمایه‌گذاری به یاری ما شتافتند.

علم اقتصاد بررسی مداوم فرصت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، ایجاد استراتژی‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری مداوم، توانایی تحلیل و بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری مختلف و داشتن گروه تحقیق و توسعه و غیره هستند.

فرمول موفقیت مالی

سرمایه‌گذاری مسیر رسیدن به استقلال مالی است.

به عنوان سرمایه‌گذار، مشاور سرمایه‌گذاری و مدیر چندین کسب و کار می‌گوییم

1.در ابتدا باید دلیل بودن خود را بدانیم.

2.برای دلیل بودنمان اهداف دقیق و شفافی ایجاد کنیم.

3.برای رسیدن به اهداف، مسیر مشخصی انتخاب کنیم.

4.وسایل مورد نیاز سفر را تعیین و تهیه کنیم و

5. مسیر را آغاز نماییم.

این فرمول رسیدن به موفقیت در ۵ قدم است. در این فرمول نقش سرمایه‌گذاری به عنوان مسیری برای رسیدن به ثروت مطرح می‌شود و این مسیر ابزار و وسایل مورد نیاز خود را می‌خواهد اما قبل از هر چیز مهم است که بدانیم مقصد نهایی کجاست.

بعد از اینکه از مقصد نهایی مطمئن شدیم می‌توانیم برای مسیرمان هدف‌های کوتاه مدت‌تری تعیین کنیم و رسیدن به آنها را جشن بگیریم. این قاعده بازی پیروزمندان است.

قاعده‌ی بازی ثروت

سرمایه‌گذاری در اختیار شماست تا به وسیله آن در زندگی به اهداف مالی خود برسید. این تمام ماجراست.

حالا که اهداف زندگی‌تان را مشخص کردید، لطفا به ما بگویید اهداف مالیتان چیست تا به شما بگوییم چگونه می‌شود از سرمایه‌گذاری برای رسیدن به آن اهداف استفاده کنید.

بنابراین لازم است که بعد از تعیین اهداف زندگی برای سرمایه‌گذاری خود نیز یک هدف شفاف که در راستای اهداف ما در زندگی است تعیین کنیم و برنامه اجرایی آن را ایجاد کنیم. مثلاً اگر هدف مالی ما این است که پس از ۵ سال به ۱۰۰ میلیون دلار ثروت برسیم و هم اکنون ۱۰ میلیون دلار پول داریم از مقصدمان ۹۰ میلیون دلار فاصله گرفته‌ایم حال به من بگویید که مسیر رسیدن به این هدف چیست؟

یک راهکار این است که پول بیشتری بسازیم و کمتر خرج کنیم تا بتوانیم ظرف ۵ سال ۹۰ میلیون دلار ذخیره نماییم. راهکار دوم این است که پول‌هایی که داریم و درآمدهایی که کسب می‌کنیم را سرمایه‌گذاری کنیم تا به یک فرصت ۱۰۰ میلیون دلاری تبدیل شویم. ما پیشنهاد می‌کنیم از هر دو راهکار استفاده کنیم.

حال بگویید چگونه می‌شود ۱۰ میلیون دلار را ظرف ۵ سال به ۱۰۰ میلیون دلار تبدیل کرد اصلاً آیا می‌شود؟

تعیین اهداف سرمایه‌گذاری

حال به موضوع اصلی این کتاب یعنی مبحث جذاب سرمایه‌گذاری برمی‌گردیم. هدف از طرح این فصل درک این نکته بود که سرمایه‌گذاری باید در جهت رسیدن به اهداف مالی و رسالت زندگی ما باشد و در زندگی ما چنین نقشی ایفا کند.

ما صرفاً برای کسب سود وارد بازار نمی‌شویم پس لازم است بدانیم که برای چه چیزی ظرف چه مدتی چه مقدار سود می‌خواهیم. از شما می‌خواهم قبل از اینکه به مطالعه‌ی کتاب ادامه بدهید این اهداف را برای خود مشخص کنید.

هرچیزی که می‌خواهید دنیای سرمایه‌گذاری به شما بدهد را یادداشت کنید و برای آن یک زمان مشخص تعیین نمایید.

بسیاری از ما وقتی وارد بازرهای سرمایه گذاری می‌شویم با خودمان می‌گوییم مگر می‌شود در کاری که اینقدر ثروت‌ساز است موفق نشد؟ بعد از مدتی متوجه می‌شویم که اشتباه کارمان کجاست. ما در بازار هستیم که فقط پول بسازیم. اهداف زندگیمان را به خوبی می‌شناسیم اما اهداف سرمایه‌گذاریمان را شناسایی نکرده‌اییم.

نمی‌دانیم چقدر سود می‌خواهیم و در نتیجه نمی‌توانیم تشخیص بدهم دارایی مناسب ما چیست؟

اصلاً نقش سرمایه‌گذاری در زندگی ما چیست؟

دارم مسایلی را با شما در میان می‌گذاریم که اگر کسی زودتر به خود ما می‌گفت با اتلاف وقت کمتر و صرف  پول و انرژی کمتری می‌توانستیم موفق شویم.

طبق تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۶ درباره ۱۰۰ معامله‌گر موفق بازار انجام دادیم متوجه شدیم که تمامی آن‌ها هدف‌های سرمایه‌گذاری کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی دارند که از اهداف با هدف‌های زندگی‌شان نیز هم راستاست.

نکاتی که به ما می‌گوید آن‌ها می‌دانستند می‌توانند چه مبلغی را از دست بدهند و در نتیجه می‌توانستند دارایی مورد نظر خود را به درستی انتخاب کنند.

نتیجه‌گیری

رسالت خود را در زندگی بیابید از خودتان بپرسید من برای چه به جهان هستی پا گذاشتم قرار است در دنیا چه کاری را انجام دهم؟

اهداف خود را با توجه به اصول شرح داده شده تعیین کنید. اینکه به طور مشخص چه چیز یا چه چیزهایی را می‌خواهید؟ در چه فاصله‌ای از آن‌ها قرار دارید؟ چه زمانی به آن‌ها خواهید رسید؟ اهداف سرمایه‌گذاری خود را بر مبنای اهداف زندگی‌تان تعریف کنید.

تا ندانیم رسالتمان در زندگی چیست و چرا زندگی می‌کنیم زندگی بیهوده است. اهداف را بر پایه رسالت‌هایمان ایجاد می‌کنیم و برای انجام رسالت اهدافمان را تعیین می‌کنیم. اهداف خوب، اهداف شفاف و مشخص هستند. اهداف خوب زمان دارند. اهداف خوب قابل اندازه‌گیری هستند. زندگی نامحدود است هرچه بخواهیم به ما داده می‌شود. اهداف سرمایه‌گذاری خود را به اهداف زندگی هم راستا کنیم.

اگر هدف شما هم رسیدن به استقلال مالی و جذب سرمایه‌ی کافی و رسیدن به قله موفقیت در این زمینه است. از طریق تکمیل فرم‌های زیر ما را دنبال کنید تا شما را با دنیای وسیع سرمایه‌گذاری آشناتر کنیم.

سر تیترهای مقاله

جدیدترین‌ها